محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

39

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

( فإنّها عند ذوى العقول كفىء الظّلّ ) دنيا نزد خردمندان با شتاب رو به پايان است . ( بينا تراه سابغا ) در حالى كه آن را مستمر و پايدار مىانگاريد . ( حتى قلص ) تا آن كه همچون سايه كوتاه شده و رخت برمىبندند . ( و زائدا حتّى نقص ) اين فقره تفسير فقره پيشين است . خلاصه آن‌كه دنيا از نظر اسلام و امام على عليه السّلام خانه آزمايش و امتحان است و جايگاه تكليف و عمل و خوشگذرانى و حيله و نيرنگ است . انسان خردمند و پاك در برخورد با زيبايىهاى دنيا و بديهاى آن ، تنها در انديشه اندوختن كارهاى نيك است تا بتواند به نعمت پايدار و آسايش ابدى دست يابد : « هر كس از مرد و زن ، كار نيكى انجام دهد و شرط ايمان به خدا را انجام دهد ، او را در زندگانى خوش و با سعادت قرار مىدهيم و پاداشى بسيار بهتر از عمل نيكى كه كرده به او مىبخشيم . » « 1 » هيچ راهى براى رسيدن انسان از زن و مرد به زندگى جاويدان جز عمل صالح وجود ندارد . بديهى است كه عمل صالح ، در شرايط استبدادى جامعه و نبود آزادىها و نيز در صوت سركشى نظام سرمايه‌دارى و شركتهاى انحصار طلب آن پديد نمىآيد .

--> ( 1 ) . مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ نحل / 16 : 97 .